خبرگزاری فارس: رئیس مرکز سیاسی حزب مؤتلفه اسلامی با بیان اینکه دومخردادیها اصلاً روی مسئله آزادی مردم و حقوق بشر ملت ایران تأکید نداشتند، گفت: جریان دوم خرداد یک "مسیر نرم " را برای براندازی نظام سیاسی ایران دنبال کرد.

کاظم انبارلویی در گفتوگو با خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس پدیده دوم خرداد را در سپهر سیاست ایران بازخوانی و بازتولید ارزشهای مدرنیته در جامعه ما دانست و اظهارداشت: آنچه در دوم خرداد مردم از سوی تئوریسینهای حزب مشارکت و مجاهدین انقلاب شاهد بودند نوعی انحراف از مسیر گفتمان انقلاب بود.
وی با بیان اینکه آزادی و حقوق بشر از کلیدواژههای به اصطلاح جنبش دوم خرداد بود، تصریح کرد: ملت ایران در خصوص آزادی و حقوق بشر شاهد بود که دومخردادیها اصلاً روی مسئله آزادی مردم و حقوق بشر ملت ایران تأکید نداشتند بلکه یک باند تبهکار در میان آنها بود که میخواستند نظام سیاسی را به سمت سکولاریسم هدایت کنند.
رئیس مرکز سیاسی حزب مؤتلفه اسلامی یادآورشد: جنبش به اصطلاح دوم خرداد میخواست مردم و نهادهای امنیتی مزاحمتی برای این باند تبهکار فکری فراهم نکنند از این رو روی آزادی عمل چند روشنفکر و روزنامهنگار تأکید داشتند که تبلیغ و ترویج ارزش های مدرنیته را در ایران نمایندگی میکردند.
انبارلویی با تأکید بر اینکه دومخردادیها در زمینه توسعه سیاسی معتقد بودند که برای رسیدن به توسعه سیاسی باید جامعه سیاسی ایران دموکراتیزه شود، افزود: برای دموکراتیزه شدن جامعه باید ارزشهای مدرنیسم در جامعه ایرانی تقلیل و ترویج شود و برای رسیدن به بهشت مدرنیسم باید نظام سیاسی کشور سکولار شود و این یک مسیر "نرم " برای براندازی نظام سیاسی ایران بود که در حادثه 18 تیر سال 78 رونمایی شد.
وی با بیان اینکه مردم ایران این جریان فکری را پس زده و نظام امنیتی ایران سربازان نرم این تفکر را با مشکل حقوقی و امنیتی روبه رو ساخت، یادآورشد: رسانههای این جریان مرتب با اهانت به مقدسات مردم و اشخاص حقیقی و حقوقی و نفی ساختارهای سیاسی مشکل حقوقی پیدا میکردند و تعطیل میشدند و به محض تعطیلی یک نشریه، آنها کار خود را با گرفتن دو مجوز یا اجاره نشریات دیگر ادامه میدادند اما در نهایت با سد بصیرت مردم برخورد کردند.
رئیس مرکز سیاسی حزب مؤتلفه اسلامی ادامه داد: مردم به دنبال پیشرفت کشور و بسط عدالت و خدمت بیشتر مسئولان بودند از این رو گفتمان عدالت، پیشرفت و خدمت شکل گرفت و به تدریج با غلبه بر گفتمان دوم خرداد آن را پس زد.
وی بر همین اساس جنبش دوم خرداد را یک جنبش بی سر دانست و اظهارداشت: این جنبش ابتدا آقای خاتمی را به عنوان سر انتخاب کردند اما آن سر با آن بدنه نچسبید چراکه خاتمی نمیتوانست با حرکات ساختارشکنانه دوم خردادیها همنوایی کند؛ کروبی و خاتمی تا یک حدودی با آنها همراهی کردند اما تا آخر نتوانستند با آنها همگرایی نشان دهند از این رو جنبش دوم خرداد را یک جنبش بیسر مینامیدند؛ این جنبش از خاتمی عبور و به برهوت اختلاف و پراکندگی پرتاب شدند و همین باعث پشت کردن مردم به آنها شد.
انبارلویی تصریحکرد: مردم از اینکه هر روز یک تنش در جامعه توسط باند تبهکار سکولار بدنه دوم خردادیها به وجود میآوردند، ناراحت بودند چراکه مردم به دنبال مطالبات خود به ویژه مطالبات اقتصادی خود بودند از این رو مسئله زندانی شدن چند روزنامهنگار به جرم اهانت به مقدسات نه تنها مشکل نبود بلکه خود مردم هم از این بابت شاکی بودند لذا سکولارها تنها ماندند.
به گفته وی، غائله آفرینیها باعث شد مردم مراتب انزجار خود را بارها در راهپیماییهای سراسری اعلام کنند و از آنها فاصله بگیرند.
رئیس مرکز سیاسی حزب مؤتلفه اسلامی با بیان اینکه همان کسانی که فرقه سبز را در انتخابات دور دهم تدارک دیدند یک بار در شرارت قائله 18 تیر 78 خود را نشان دادند، اظهارداشت: در 18 تیر حوادث تلخی روی داد که فقط نمونه آن را در شرارت اردوکشی فرقه سبز در سال 88 و 89 میتوانیم سراغ بگیریم.
وی با تأکید بر اینکه ساختارهای سیاسی نظام اصل حاکمیت اسلام و ولایت فقیه همواره مورد تهاجم نرم دشمن است، افزود: این تهاجم را در 18 تیر حزب مشارکت و مجاهدین و باند تبهکار ملوچ و منوچ در سال 78 نمایندگی میکردند این جماعت در 23 تیر 87 با قیام مردم و با سد بصیرت مردم روبه رو شدند و پس از آن با ساماندهی، خود را برای اغتشاش پس از اعلام نتایج سال 88 ریاست جمهوری آماده کردند و متأسفانه حوادثی پدید آوردند که حتی خود شرم دارند آنها بازگو کنند اما مردم با بصیرت و ولایتمداری پاسخ شرارت آنها را دادند.
انبارلویی خاطرنشانکرد: جریان دوم خرداد خط تحریم و خط تبلیغ و ترویج لیست سفید را با هم در انتخابات آینده به پیش میبرند خط تحریم را برای لجنمال کردن اصل انتخابات مطرح کرده و از طرف دیگر نیز عناصری را دست و پا کردند که از سد شورای نگهبان عبور کنند اما مردم ما هر دو خط را شناسایی کردند و در وقت خود پاسخ مقتضی را خواهند داد.

برای منتظران قیام آقا امام زمان عجلالله تعالی فرجه الشریف هیچ مطلبی زیباتر از این نیست که در مورد زمان، شرایط و چگونگی قیام حضرت سخن گفته شود. هرجایی در عالم حرکتی رخ میدهد، منتظران حضرت، این حرکت را در ارتباط با قیام مورد محاسبه قرار می دهند که انشاءالله این اتفاقهای عالم، بد و خوب و تلخ و شیرین همه این مقدمات عاجل باشد و طبیعی هم هست، امتی که 1400 سال منتظر بوده، خیلی مراقب اوضاع عالم هست تا ببیند چه زمانی مولای او، که منجی عالم است، ظهور خواهد کرد.
اما برای نزدیک بودن ظهور، دو نوع دلیل وجود دارد که یکی از این دو نوع، حوادثِ در آستانه ظهور هستند، حوادثی که در عالم رخ می دهند و در روایات هم این حوادث ذکر شده است، ما با آن حوادث در این جلسه زیاد کاری نداریم و آن حوادث زیاد تکلیفی برای انسان روشن نمیکند، حوادثی هستند که باید رخ دهند و یا بعضا مبهم هستند و یا ممکن است حتی این حوادث رخ ندهد و ظهور رخ دهد، کما اینکه این مطلب در روایات تصریح شده است، ما به حوادث کاری نداریم، سیلها و زلزلهها باید اینگونه باشند، تعداد کسانی که به مرگ طبیعی و غیرطبیعی میمیرند، باید این تعداد باشند، یا برخی از مردم منطقه علیه حکام خودشان خروش میکنند و برخی از حکام در این شرایط میمیرند، این ها مسایلی است که در حوادث ظهور ذکر شده و نمیخواهیم الان به این بحث بپردازیم، احتیاط خیلی بالایی هم وجود دارد که انسان بتواند، حوادث را تطبیق بدهد، یعنی آنچه که در روایات در باب ظهور آمده است، بتواند تطبیق بدهد که این اتفاقی که در این منطقه افتاده، مصداق همان نکتهای است که ائمه بزرگوار علیهالسلام در روایات، بیان فرمودند، به هر حال بحث پرطرفدار و دقیقی لازم دارد که باید در جای خودش به آن پرداخت.
حجتالاسلام والمسلمین علیضرا پناهیان در نوروز سال جاری، سخنرانی مبسوطی در شلمچه ایراد کرد که به بیان قواعد ظهور اختصاص داشت. وی در این گفتار خواندنی به تبیین مقوله "انتظار اجتماعی" و ارتباط آن با آیه شریفه "قل انما اعظکم بوحدة ان تقوموا لله..." میپردازد و تأکید میکند که
نوع دیگر دلایل نزدیک بودن ظهور حوادث در آستانه ظهور نیستند، قواعد ظهور هستند؛ یعنی چه؟ بالاخره روزی این ظهور رخ خواهد داد و عدالت، حکومت و نور حضرت عالم را فرا خواهد گرفت، آیا این ظهور بیقاعده و بیضابطه رخ میدهد یا قواعدی در عالم وجود دارد که این سلسله قواعد باید پشت سرهم مرتب چیده شوند تا ظهور رخ دهد باید به این قواعد خیلی توجه کرد و این قواعد، تکلیفزا هستند مثلا در حوادث آمده است که اگر فلان پادشاه مرد، ظهور نزدیک میشود این برای ما تکلیفزا نیست باید صبر کنیم تا آن پادشاه فوت کند، حوادث، زیاد تکلیفزا نیستند ولی قواعد تکلیفزا هستند، مثلا اگر در روایات به عنوان یک قاعده فرموده باشند که حق از باطل باید کاملا جدا شود، تفکیک حق و باطل و شفاف شدن مرزها یکی از مقدمات ظهور است و این را می توان به عنوان یک قاعده پذیرفت و برای آن روشنگری کرد، قیام به حق کند و مرزها را شفاف کند ومثلا اگر آمده باشد در قواعد ظهور که ظهور زمانی رخ خواهد داد که خلأ تئوریک در دنیا پدید آمده باشد، دیگر کسی مدعی نباشد که میتواند جهان را اداره کند، تئوری تجربه نشده ای وجود نداشته باشد، ظهور آن زمان رخ خواهد داد، دیگر آدم تکلیفش را با تئوری های دست ساز بشر می تواند روشن کند و در جهت بطلان آن ها و بیان بطلان آن ها عملا و نظرا با زبان و بیان خودش، فعالیت کند. بالاخره قواعد ظهور خیلی مهم تر هستند. در حوادث ممکن است بداع حاصل شود ولی در قواعد بعید است که بدعت حاصل شود بالاخره عالم طبق یک سری سلسله قواعد و سنن الهی اداره می شود سنت های الهی هم تبدیل و تغییری پیدا نمی کنند ما باید ببنیم که طبق چه قاعده ای ظهور رخ خواهد داد و برویم ببینیم که اگر در فرایند فراهم کردن آن قاعدهها و محقق کردن آن ها میتوانیم نقشی داشته باشیم، نقش خودمان را ایفا کنیم.
با این مقدمه وارد بحث خودمان شویم، و آن بحث این است که انقلاب اسلامی ایران و قیام نورانی مردم شریف ما که یکی از نقطه های عطف آن در همین مکانی است که شما امروز حضور دارید و مشرف شده اید به این مکان عزیز یعنی شلمچه نورانی و نازنینی که شاید بتوان گفت بیشترین شهدای دفاع مقدس در همین مکان به شهادت رسیدند، در جریان استمرار این قیام نورانی بود که چنین مکانی، با خون شهدا عزت پیدا کرد؛ حال، این قیام انقلاب اسلامی ایران چگونه مقدمه ظهور حضرت است و می تواند باشد، کما اینکه در روایات فرموده اند، یخرج ناس من المشرق فیوطئون للمهدی سلطانه. می تواند زمینه ساز قیام حضرت بشود.
من قواعد را بسیار مختصر توضیح می دهم با استفاده از یک آیه قرآن و آن آیه ای است که امام خمینی در صدر اولین اطلاعیه انقلابی خود آوردند، آیه عجیبی هم هست، این آیه را در اولین سخنرانی امام و در صحیفه امام می توانید مشاهده کنید، اطلاعیه حضرت امام 15 سال قبل از 15 خرداد صادر شده است، بعد توضیح حضرت امام درباره این آیه شریفه نیمی از این اطلاعیه را به خود اختصاص می دهد و آیه شریفه این است که: "قل انما اعظکم بواحده ان تقوموا لله مثنی و فرادی"، "پیامبر من بگو: من یک موعظه و تنها یک موعظه برای شما دارم و آن این است که برای خدا قیام کنید"، همه الحمدالله اهل فضل هستید و امام جمعه محترم شهر خرمشهر و اساتید محترم حضور دارند، "إنّما" در اینجا از ادات حصر است، فقط می خواهم یک موعظه کنم، که عجیب بودنش برای این است که تمام رسالت انبیا و تمام پیام های الهی جمع می شود، در این یک کلمه که به خاطر خدا قیام کنید، "مثنی و فرادی"، دو نفری و یا یکی یکی. شما قیام کنید و به بقیه کاری نداشته باشید.
حالا مجبورم از یک اصطلاحی یاد کنم که هر چه فکر میکردم که در راه چه تعبیری را میتوانم به جای این اصطلاح به کار بگیرم، به ذهنم نرسید. بازی دومینو را شما دیدید، البته بازی نیست یک وضعیت است، مثلا یک سلسله آجر کنار هم چیده باشند و به صورت ایستاده که اولین آجر را که میاندازند، به دومین آجر و سومی به چهارمی می خورد و همین طور تا آخر ادامه پیدا می کند و یک وضعیت تسلسلی پیش می آید، این بازی را گاهی بهصورت طرحها و نقشههای مختلف میکشند. ما شاهد یک حرکت پیچیده و جذاب هستیم، بر اساس طراحیای که شده است، می خواهم عرض کنم که قیام برای خدا شبیه بازی دومینو میماند که وقتی اولین حرکت شد بقیه، دیگر نه در دست ما هست و نه در دست دشمنان ما که بخواهند مانع آن شوند و نه ما می توانیم فوایدش را محاسبه کنیم. به همین دلیل خداوند متعال در این آیه می فرماید شما کاری به بقیه نداشته باشید، شما قیام لله کنید، انگار خدا میخواهد بفهماند که بقیه اش با من، بقیه با سنت های من. تو به خاطر پروردگار عالم قیام به حق بکن، به بقیه کاری نداشته باش. حتی یک نفره در راه خدا قیام کن، تمام اوضاع عالم درست خواهد شد. موضع دیگری برای اصلاح وضعیتی، در گوشه و کنار عالم نیاز نیست، والا خداوند متعال که نقص را تحمل نمی کند، خرابی را که تحمل نمی کند، خدایا ما قیام کردیم یک گوشه ای از اوضاع درست شد بقیه اوضاع چطور، نصایح دیگری بفرمایید برای اینکه بقیه اوضاع عالم درست شود و خداوند بزرگ می فرماید من فقط به یک چیز موعظه می کنم و یک کار بیشتر نیاز نیست که شما انجام دهید. خدایا ما اگر یک کاری انجام دهیم و آن قیام در راه تو، بقیه کارها چه؟ معنای این آیه این است که بقیه کارها خودش درست می شود، مثل بازی دومینو.
در جای دیگری خداوند متعال می فرماید والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا، تو در راه ما جهاد و تلاش کن ما خودمان هدایت می کنیم و راه ها را برایت باز میکنیم، حالا این دومینو در اوضاع منطقه به کجا رسیده و چگونه به ظهور منتهی خواهد شد، قابل تأمل است.
بگذارید یک خاطره ای از حضرت آیت الله بهاء الدینی این عارف بی نظیر و کم نظیر و شخصیت والا مقام که رضوان خدا بر او باد، برای شما نقل کنم. خاطره ای که ایشان مکررا بیان فرموده اند و در برخی از کتب هم این خاطره نوشته شده. بعد از اینکه حضرت امام به ایران تشریف فرما می شوند و انقلاب به پیروزی میرسد و امام در قم مستقر می شوند، ایشان خدمت امام می رسد و معروف است که آیتالله بهاءالدینی چشم برزخی داشتند و می توانستند، تحولات را پیش بینی کنند. وقتی آقای بهاء الدینی با آن نگاه خودشان پیچیدگی های اوضاع را می بینند و خطراتی که در پیش است و دقت هایی که باید صورت بگیرد، به امام این مطلب را عرضه می دارند، که می دانید چه خطراتی در پیش است؟ خطر نه اینکه انسان متضرر می شود و یا اوضاع خراب می شود، خطر یعنی امر خطیری که آدم باید مراقبت زیادی داشته باشد. امام به ایشان یک جواب دادند که خیال انسان را از این انقلاب راحت میکند، فرمودند آقای بهاء الدینی کار، دست من نیست، فرد دیگری دارد، اداره می کند.
این همان بازی دومینو است، تو قیام کن، بقیه راه ها خودش باز می شود. وقتی که جوان های ما متحول شده و به جبهه ها آمده بودند، واقعا بدون مبالغه امام در مورد آن ها می فرمودند "این ها یک شبه، راه صد ساله را طی کردند"، می فرمودند خدا جوان های ما را متحول کرده است و جوان ها هم مغرور نشوند و فکر نکنند که کاری کرده اند. خدا اراده کرده است که جوان ها را متحول کند و هرکسی کوچکترین عنایتی به پروردگار عالم در قلب خودش ببیند و به حضرت حق توجه کند، حضرت حق دست او را می گیرد و یک شبه راه صد ساله را خواهد برد و به چه جاهایی این جوانان رسیدند. الان شما اوضاع منطقه را نگاه کنید، به سهولت فرمایش حضرت امام را می بینید، انگار خدا مردم منطقه را متحول کرده و ظلم ستیزی را در دل ها انداخته است. خدا در دل ها شورشی به پا کرده است که اوضاع عالم این گونه به هم بریزد. مردم مقابل ظلم و ستم بایستند.
شما قیام لله که کنید، اخلاقتان هم اصلاح می شود، روحیاتتان نیز تلطیف خواهد شد. در همین مکان مقدسی که شما حضور دارید، من از شهدایی که در همین منطقه دقیقا به شهادت رسیدند، می توانم خاطراتی را برای شما نقل کنم. این منطقه، منطقه عجیبی است، بنده که کور باطن هستم و شما اهل دیده و نظر قلبی هستید، حتما بال و پر زدن فرشتگان را در این عبادت گاه بزرگ احساس می کنید، در دو زمان در این منطقه جنگ سختی در گرفت، یکی قبل از عملیات بیت المقدس، در منطقه شلمچه اوج درگیری رزمندگان با دشمن بود که محاصره خرمشهر را رزمندگان در همین نقطه شلمچه قطعی و محاصره را تکمیل کردند تا بتوانند به خرمشهر حمله کنند و دیگر دشمن راه فراری نداشت. سخت ترین عملیات دشمن در همین منطقه بود، تصادفا من در آن جا به عنوان یک شاهد بی ارزش حضور داشتم، اینجا وقتی بچه ها می جنگیدند، آن قدر به دشمن نزدیک بودند که حالتی شده بود هر کس سر از خاکریز در می آورد، یکی با تیر می زد، یعنی با کلاش در پشت خاکریزها با یکدیگر درگیر می شدند، ماشین نمی توانست در این قسمت بیاید و اگر می آمد، قطعا هدف قرار می گرفت، گلوله می خورد و ما هم ماشین های آنطرف را می زدیم و دشمن هم نمی توانست عقب نشینی کند، ما هم آمده بودیم تا جایی که می توانستیم جلو آمده بودیم تا بتوانیم محاصره را تنگ تر کنیم و خرمشهر را آزاد کنیم، کشته های دشمن در مقابل ما روی زمین افتاده بودند و محیطِ بسیار متعفن و آلوده ای را درست کرده بود. بچه ها دچار بیماری های متعددی می شدند. جالب است که آمده بودند در بین رزمنده ها که ببینند کسی دچار بیماری شده است یا نه، تا بفرستند عقب و قسمت بعدی عملیات را که آزاد سازی خرمشهر است، نباشند، بچه ها گریه می کردند و دیدم که می گفتند نگویید که من مریض هستم و بگذارید که من قسمت بعدی عملیات را باشم و قسمت بعدی عملیات را که آزاد سازی خرمشهر بود با جسم نحیف آمدند و وقتی خرمشهر آزاد شد و آمدند تا نیروها را ببرند، خدایا تو شاهد هستی که این بچه ها ضجه می زدند و می گفتند: ما را از جبهه نبرید، می گفتند:خرمشهر آزاد شد، برگردید، مرخصی می دهیم تا به مداوای خودتان بپردازید ولی قبول نمی کردند، این تحولات در افراد چگونه رخ می دهد.
بار دوم که در شلمچه عملیات سختی شد، عملیات کربلای 5 بود که همانطور که شما در این جاده می آمدید و می دید که سطح اطراف آن یک مقدار پایین تر بود، دشمن گرای جاده هایی را که روی آب بود، وسط آب بود و بقیه قسمت ها را که پر از آب بود و موانع ایذایی که داخل آب گذاشته بودند، داشت و رزمندگان زمانی که عملیات را شروع کردند، دشمن تکلیفش این بود که یک جاده را تحت بمباران قرار دهد و از انواع سلاح ها استفاده می کرد و به سرعت از این گردان یک دسته باقی می ماند، در شلمچه یک وضعی بود، اینکه در بین تمام مناطق عملیاتی، اینجا نام ویژه ای پیدا کرده است، به خاطر این است که این جا محل عروج پروانه هایی است به سوی آسمان و رضوان الهی که واقعا به این تعداد و این کیفیت، بی نظیر بودند.
یکی از همین شهدای شلمچه، قبل از اینکه بیاییم منطقه با گردان مرخصی رفته بودیم ، یک فردی آمد که رانندگی می کرد و ما را به مدرسه ای برد تا سخنرانی کنیم و بچه ها را به جبهه دعوت کنیم، خیلی شوخ بود، وقتی از مدرسه برمی گشتیم، به من گفت فلانی من شما را آوردم تا سخنرانی کنید و دیگران را دعوت به جبهه کنید، ولی ما خودمان به جبهه نرفتیم، گفتم: خُب چرا نمی آیید، گفت: فلانی، من از مرگ می ترسم. اهل جبهه بود ولی با صداقت این حرف را زد، یک رفیق دیگر هم داشت، او هم گفت که من هم دقیقا همین طوری هستم، شما که صحبت می کردید ما به هم می گفتیم که به جنگ نمی رویم، گفتم ترس از مرگ چیزی نیست، بیا یک مقدار با هم صحبت کنیم شاید حل شد، یک مقدار صحبت کردیم ولی آن ها مثل اینکه حرف ها را بهتر از خود ما گرفتند، گفتند می آییم، هر دو در عملیات کربلای 5 که عملیات بعد از حضور این ها در جبهه بود، به شهادت رسیدند، غرضم از این خاطره، خاطره بعدی است. شب قبل از عملیات که می خواستیم از کرخه حرکت کنیم، این آقا آمد در چادر ما، در چادر زیلویی بود که آن را هم برداشته بودیم، گفت: فلانی من یک مشکلی دارم می خواهم سوال کنم، مشکلش را سوال کرد و رفت و با خوشحالی هم رفت، بعد از عملیات یک نفر آمد به من گفت که فلانی، در چادر چه از شما سوال کرد، گفتم: سوال ساده ای کرد، چطور؟ گفت: قبل از اینکه بیاید و این سوال را از شما بپرسد، به من گفت من یک گیری دارم اگر این گیر را برطرف کنم، من این عملیات رفتنی هستم و بعد که از عملیات بیرون آمد، گفت گیرم برطرف شد.
ببینید در طول یک ماه این سفر معنوی از آن نقطه ای که صادقانه می گوید من از مرگ می ترسم و از خودم بَدم می آید که جبهه نرفتم، یک ماه نکشید که گفت، من یک مشکلی دارم که اگر برطرف شود، من خواهم رفت.
به او گفتم سوالی که از من کرد این بود، آقا من برخی از وقت ها بلند می شوم برای نماز شب و احیاناً برخی رفقای دیگر بلند نشده اند، مقداری این غرور مرا می گیرد و از این حالت بدم می آید، یا بیدار می شوم من را می بینند، یک ذره خوشم می آید، خُب من خیلی ناراحت می شوم من می خواهم نماز شب بخوانم، و از این حالت بدم می آید و ناراحتم از آن. ببینید که روحش چقدر لطیف شده است و از چه چیزهایی ناراحت می شود، چقدر خالصانه و مخلصانه و عمیق عوض شده است.
این حرف بر زبان ما جاری شد و حرفی بود که برای او بود، به او عرض کردم تو رفتی جلوی در خانه خدا، استغفار کنی و الهی العفو بگویی، می خواهی از گناهانی که در طول روز انجام داده ای، حرف بزنی، این حالت بد می آید در قلبت و می گویی که خدایا من از این حالت استغفار می کنم، مثل مادری که بچه مریضش را که تشنج کرده به دکتر برده و یک دفعه در نزد خود دکتر اوضاعش متشنج می شود، می گوید آقای دکتر بچه من همین وضع را دارد، این را درمان کن. گفتم نزد خداوند متعال اگر به حال بدی دچار شدی، به خدا نشان بده تا مداوا کند، این مایه تضرع تو می شود. با کمال سادگی رفت. این حالت های معنوی را می خواستم ترسیم کنم، اینکه امام می فرمود: این ها یک شبه راه صد ساله را طی کردند.
قیام برای خدا بکن، اوضاع معنویات درست می شود، اگر در جامعه ما جوانی، بی دین وجود دارد برای این است که مدیران فرهنگی جامعه، انقلابیگری را توصیه نکردند و ترویج ندادند. مردم، اگر می خواهند سرگرم شوند باید با دیدن فیلم انقلابی سرگرم شوند، انقلابی باشید تا پاک و نورانی شوید، مادرها و پدرهای محترم اگر میخواهید بچههایتان پاک، درس خوان، موفق، باصفا و متدین زندگی کنند، باید انقلابی زندگی کنند و راه دیگری ندارد.
اگر می خواهی دخترت محجبه شود، باید انقلابی شود، انقلابی نباشد و بدحجاب هم باشد، با هزار نصیحت هم درست نمی شود، انقلابی نباشد و بی نماز هم باشد، با هزار نصیحت هم درست نمی شود ولی اگر انقلابی باشد به اوج می رسد، آموزش و پرورش در کجای مباحث درسیاش تعبیه کرده است که این دانش آموزان را انقلابی تربیت کند، آموزش و پرورش مگر برای درس خواندن نیست، شهید چمران، همیشه نمرات عالی می گرفت. در یکی از مناجات های خود نوشته است، خدایا تو دیدی که من همیشه سعی می کردم تا نمره 20 بگیرم، تلاش و جهاد علمی من برای این بوده است که هیچ وقت تحمل نمی کردم یک مومن و مسلمان، از نظر علمی زیردست یک کافر باشد، ببینید به انگیزه انقلابیگری درس می خواند، اخلاق خانواده را می خواهید درست کنید که زن و مرد کمتر از هم طلاق بگیرند و بیشتر با هم مهربان باشند و بچه هایشان با صفاتر زندگی کنند، از طریق انقلابیگری است، قل انما اعظکم بواحده، خدا یک موعظه می کند، تو انقلابی باش و تو قیام برای خدا انجام بده، این روح تو اصلاح خواهد شد.
جهاد اقتصادی هم که نام شریف این سال قرار گرفته است، همین است، باید انقلابی گری کنیم تا در عرصه اقتصاد مشکلات را حل کنیم.
شما قیام برای خدا کن، از نظر معنوی وضع بسیار عالی پیدا خواهید کرد، هرکس از نظر معنوی وضعیتش درست شود، برگردد و در دل خودش نگاه کند ببیند با ظالمانِ سفاک و گرگی که در عالم در حال پاره کردن مردم مظلوم و مسلمان هستند، با آن ها چه رابطهای پیدا کرده است. آدمی که از نظر معنوی روحیه عالی معنوی ندارد، باید برگردد تا ببیند چه نسبتی با آن گرگ های دَدمنش دارد، اگر به خودش نگاه کند، می بیند که یک تناسبی بین او و آنها وجود دارد، باید از آنها فاصله بگیرد، ظلم ستیز شود، عمیقا مرگ بر آمریکا و اسراییل بگوید، عمیقا مرگ بر ظالم بگوید، در این حالت نمازش هم بهتر می شود و دیگر حاضر نیستی حتی یک لقمه حرام هم بخورد. چرا امروز باید مرگ بر آمریکا و اروپا بگوییم؟ چون به خاطر یک مقدار نفت چه بلاهایی که بر سر مردم نمی آورند. در لیبی ببینید که چه جنایت هایی می کنند، خُب یک دلیلش، حرام خوردن است و فرقی هم نمی کند، او زورش می رسد که لیبی را بمباران کند، تو زورت می رسد پشت دخل مغازه مال حرام بخوری. این دو را در یک جا می گذارند حتما نباید من و تو موشک داشته باشیم، تا به مظلومی بزنیم، تو هم جیب یکی را خالی کرده ای، حال اگر علیه ظلم قیام کنی، خودت دیگر ظلم نخواهی کرد، این، آن دومینوی عجیب قرآن است که می گوید قل انما اعظکم بوحدة.
اما در بُعد فردی و اجتماعی، ابتدا مسئله اجتماعی را بررسی می کنیم، ببینید چه اتفاقی می افتد.
شما به عنوان منتظر، می خواهید برای فرج حضرت دعا کنید. انتظار یک مقوله فردی نیست، اگر کسی بگوید "آقا امام زمان، من کاری به عالم ندارم، به قیام و قعود شما هم کاری ندارم، به غیبت و ظهور شما هم کاری ندارم، من شما را دوست دارم و با شما مناجات می کنم،" ملائکه یک کشیده به صورتش می زنند و او را به جهنم میاندازند. این چه حرف مزخرفی است که می زنی؟ امام زمان، وجود و رنجی که تحمل می کند، به خاطر نجات بشریت است، حالا تو می گویی "من به بشریت کاری ندارم، فقط به تو علاقه دارم"، این گونه آدم ها خودشان را استهزاء می کنند، مناجات با مهدی فاطمه(س) را استهزاء می کنند، "متی ترانا و نراک و قد نشرت لواء النصر" کی ما تو را می بینیم درحالی که عالم را گرفته ای، ما ظهور تو را می خواهیم، ما از غربت بیرون آمدن تو را می خواهیم، یعنی چه که به عالم کاری نداریم؟ اصلا مقوله انتظار، یک مقوله اجتماعی و برای آدم های انقلابی است، برای آدم هایی است که به فکر بشریت هستند، شما می گویید چون من آدم امام زمانی شدم، امام زمان علیه السلام می خواهد برای مردم عالم کاری کند، من هم برای کسانی لااقل یک کاری بکنم و حرکتت را شروع می کنی. می خواهی دو تا فقیر را سرپرستی کنی و مستمندان را تحت رسیدگی خود قرار دهی، خودت هم پول نداری و می خواهی واسطه شوی تا برایشان پول جور کنی، دو تا حرکت باید از خود برای حضرت نشان بدهد. تو حرکتت را آغاز می کنی و می رسی به ریشه فقر و وقتی می رسی به ریشه فقر باید علیه ظالمانی که مسبب فقر هستند، فریاد بزنی، وقتی این کار را کردی با چه وضعی مواجه می شوی.
خلاصه می کنم، الان اوضاع دنیا این گونه است که با یک ظالم که در می افتی، شبکه بین المللی دنیا دنبالت می آیند، دیگر ظالم منطقه ای را نمی توان از بین برد، ما آمدیم که ظالم منطقه ای خودمان را که شاه ملعون بود، از بین بردیم، 32 سال است که با شبکه بین المللی ظالمان، درگیر شدیم، حالا یا باید شبکه بین المللی ظالمان را از بین ببریم، یا باید برگردیم تحت ستم و چون ما تحت ستم برنمی گردیم، پس باید آن ها از بین بروند.
این اوضاعی که در عالم می بینید، همه دنباله همان بازی دومینویی است که تو علیه ظالم منطقه ای قیام کن، شبکه بین المللی ظالمان به حرکت در می آیند و به ولوله می افتند که در مقابل شما بایستند. شما تا قیام کردید و در قیام خود استواری کردید، نتیجه اش این شد که مردم منطقه یکی یکی برایشان بیداری حاصل شد و وقتی بیداری حاصل شود، شبکه بین المللی ظلم باید چه کند، آیا می شود یکی از این کشورها بدون کشور دیگر، به پیروزی برسد؟ همه باید با هم به پیروزی برسند والا نمی شود این اوضاع را ادامه داد، حالا غربی ها هر غلطی که می خواهند بکنند، می دانند که تمام جنایت هایی که در منطقه می کنند، برایشان هزینه دارد، اما چاره ای ندارند. می دانند آن ها را به شکست نزدیک می کند، اروپایی های نامردی که حمله می کنند به کشورها و آن ها را غارت می کنند، می دانند که دارند، جنایت می کنند، ولی شما باور کنید که آن ها راه دیگری ندارند، در حال نابودی هستند، از درون درحال متلاشی شدن هستند، جای پای دیگری در منطقه ندارند.
آقا تو یک نفره بلند شو و قیام بکن ببین نتیجه اش چه می شود. بقیه اوضاع عالم درست خواهد شد، ما خوشبختیم که ظالمان دنیا با هم پیوسته اند، همه همدیگر را کمک می کنند و هوای یکدیگر را دارند، همه بقایشان را وابسته به بقای دیگر می دانند، اینجوری به چه نتیجه ای خواهیم رسید، به این نتیجه می رسیم که با زدن هر کدام از این ظالم ها، با سست کردن بنیان هرکدام از این ظالم ها، پایهی حاکمیتی کل ظلم در جهان زده می شود.
در چنین شرایطی، چاره ای نخواهد بود که مهدی فاطمه ظهور کند، آقای ما بیاید و عالم را نجات دهند و مقدمات فرج این است و این قاعده برای ظهور است و در قاعده که بداع حاصل نمی شود، در حادثه بداع حاصل می شود. باید جهان به اینجا برسد و خوش به حال شما مردم که توانستید مقدمه ساز شوید، اما لا یوم کیومک یا اباعبدالله شهدایی که در همین منطقه به شهادت رسیدند در عملیات کریلای 5 من یک روضه ای در دو کوهه برایشان خواندم و همان روضه را برای شما می خوانم.
شهدا ما برای غربت شما گریه نمی کنیم، اگر چه شما غریب بودید، اگر چه شما در اوج عصمت و پاکی یکی یکی در این خاک گلوله می خوردید و زمین می افتادید و ملائکه مناجات های شما را می شنیدند و به حال شما غبطه می خوردند. شما مظلوم بودید ولی مظلومانی عزتمند. در دو کوهه وقتی این روضه را برایشان خواندم نمی دانید، چه کردند، به آن ها گفتم بچه ها عکس هایتان را آماده کردید، رسم بود که بچه ها به جبهه که می آمدند، عکسی را به صورت دسته جمعی می انداختند و یادگاری در خانه می گذاشتند، می گفتند وقتی شهید شدیم این عکس را داشته باشید. یک لطفی بود که در حق خانواده و بچه محل ها می کردند. الان شما که آمدید جبهه را زیارت کنید، برخی هایتان زایران کربلای اباعبدالله الحسین هستید، خوش به حالتان هیچ کدام عکس و وصیت نامه نگذاشتید، اما هرکسی از رزمنده ها می آمد، دستش را از دنیا شسته بود و خداحافظی هایش را کرده بود، گفتم بچه ها شما عکس هایتان را انداختید و آماده عملیات هستید، دیدار نزدیک است و همه شما می دانید که هر کدام از شما که شهید شود، مردم دور خانه شما می ریزند و به شما و به پدر و مادرتان احترام می گذارند، به بچه هایتان اگر بچه ای دارید به اهل و عیال شما، گل گردنشان می اندازند، عکستان را روی حجله قرار می دهند، اما لا یوم کیومک یا اباعبدالله، کربلا هر شهیدی که روی زمین می افتاد، می دانستند که سرشان روی نیزه می رود و بچه هایشان را به اسارت می برند، ای زایران کربلا، که از شلمچه کربلا می روید، بدانید که امام حسین جور دیگری شما را تحویل می گیرد، می گوید به به این ها بوی سربازان خود من را می دهند، کجا بودید در شلمچه بودید، گرد و غبار پاک قدوم شهدای کربلا روی سر و صورت شما نشسته است و وارد کربلا می شوید، بیشتر شما را می پذیرند ولی هر وقت آنجا رفتید شهادت دهید، می دانید در کربلا چه روضه ای باید بخوانید تاهمه شهدای کربلا با شما گریه کنند، وقتی بین الحرمین رفتید، بگویید امان از دل زینب، چه خون شد دل زینب؛ تمام شهدای کربلا با شما هم نوا خواهند شد، شهدای کربلا هنوز هم برای زینب گریه می کنند، بگویید که ما از شلمچه ای می آییم که شهدای زیادی داده ولی خواهر هیچ کدام را به اسارت نبردند، دختر بچه های هیچ شهیدی را تازیانه نزدند، ما شرمنده شما هستیم ای حسین، خدایا هرچه سریع تر این شلمچه را شاهد حضور مهدی (عج) قرار بده...
خودتان خوب می دانید که چقدر شما را دوست می داریم و چقدر دلمان می خواست آن روز که به دیدار شما آمدیم، سر در بغل شما پنهان کنیم و بگرییم.
مطلبی که خواهید خواند نوشته ای است از «سید مرتضی آوینی» پس از دیدار هنرمندان حوزه هنری با رهبر معظم انقلاب، حضرت آیتالله خامنهای، در آبانماه 1368 نگارش یافته و در شماره آذرماه 1368 ماهنامه «سوره» به چاپ رسیده است.
«دیدیم که می شناسیمش ……..و تصویرش را از پیش در خاطر داشته ایم. دیدیم که می شناسیمش، نه آن سان که دیگران را…… و نه حتی آن سان که خود را. چه کسی از خود آشناتر ؟ دیده ای هرگز که نقش غربت در چهره خویش بیند و خود را نبشناسد؟
دیدیم که می شناسیمش، بیش تر از خود … تا آنجا که خود را در او یافتیم، چونان نقشی سرگردان در آبگینه که صاحب خویش را باز یابد و یا چونان سایه ای که صاحب سایه را …… و از آن پس با آفتاب خود را بر قدمگاهش می گستر دیم و شب که می رسید به او می پیوستیم.
آن صورت ازلی را چه کسی بر این لوح قدیم نقش کرده بود؟ می دیدیم که چشمانش فانی است، اما نگاهش باقی، می دیدیم که لبانش فانی است، اما کلامش باقی. چشمانش منزل عنایتی ازلی و دهانش معبر فیضی ازلی و دستانش... چه بگویم؟ کاش گوش نامحرمان نمی شنید.
پهندشت "حدوث " افقی بود تا "طلعت ازلی " او را اظهار کند و "زمان فانی "، آینه ای که آن "صورت سرمدی را دیدیم که می شناسیمش، و او همان است، که از این پیش طلعتش را در آب و خاک و باد و آتش دیده ایم، در خورشید آنگاه می تابد، در ابر آنگاه که می بارد، در آب باران آنگاه که در جست و جوی گودال ها و دره ها برمی آید، در شفقت صبح ، در صراحت ظهر، درحجب شب، در رقّت مه و در حزن غروب نخلستان، در شکافتن دانه ها و در شکفتن غنچه ها ... در عشق پروانه و در سوختن شمع.
دیدیم که می شناسیمش و آن "عهد " تازه شد. شمع میمرد و پروانه می سوزد تا آن عهد جاودانه شود، عهدی که آتش او با بال های ما بسته است. دیدیم که می شناسیمش و دوستش داریم، آن همه که آفتابگردان آفتاب را، آن همه که دریا ماه را... و او نیز ما را دوست میدارد، آن همه که معنا لفظ را.
دیدیم که می شناسیمش، از آن جاذبه ای که بالها را بسوی او می گشود، از آن قبای اشک که بر اندامش دوخته بود، از آنکه می سوخت و با اشک از چشمان خویش فرو میریخت و فانی می شد در نوری سرمدی، همان نوری که مبدآ ازلی ادم و عالم است و مقصد ابدی آن. آب میگذرد، اما این نقش سرمدی فراتر از گذشتن بر نشسته است. چشمانش بسته شد، اما نگاهش باقی ماند، دهانش بسته شد، اما کلامش باقی ماند.
زمین مهبط است، نه خانه وصل. در این جا نور از نار می زاید و بقا در فنا است و قرار در بی قراری. زمین معبر است و نه مقر... و ما می دانستیم. پروانه ای دوران دگردیسی اش رابه پایان برد و بال گشود و پیله اش چون لفضی تهی از معنا، از شاخه درخت فرو افتاد. رشته وحی گسست و ما ماندیم و عقلمان. عصر بینات به پایان رسید و ان اخرین شب، دیگر به صبح نینجامید. در تاریکی شب، زیر زیرکی نوحه غربت را زمزمه میکرد. خانه، چشم بر زمین و آسمان بست و در ظلمت پشت پلک ها یش پنهان شد. پرده ها را آویختیم تا چشمانمان به لاشه سرد و بی روح زمین نیفتد و درخود ماندیم و یتیمانه گریستیم.
دیری نپایید که ماه بر آمد و در آینه خود را نگریست و شب پرک ها بال به شیشه کوفتند تا راهی به دشت شناور در ماهتاب بیابند.
عزیز ما، ای وصی امام عشق! آنان که معنای "ولایت " را نمی دانند در کار ما سخت درمانده اند، اما شما خوب می دانید که سر چشمه این تسلیم و اطاعت و محبت در کجاست. خودتان خوب می دانید که چقدر شما را دوست می داریم و چقدر دلمان می خواست آن روز که به دیدار شما آمدیم ، سر در بغل شما پنهان کنیم و بگرییم .
ما طلعت آن عنایت ازلی را در نگاه شما باز یافتیم . لبخند شما شفقت صبح را داشت و شب انزوای ما را شکست. سر ما و قدمتان، که وصی امام عشق هستید و نایب امام زمان (ع).
خبرگزاری فارس: بیانات مقام معظم رهبرى در روز آغاز سال نو در حرم مطهر رضوى همیشه یکى از مهمترین و جامعترین بیانات ایشان در جمعبندى کلى اوضاع سالگذشته و روشن نمودن مسیر حرکت انقلاب در سال جدیدى است که در پیش روست.

به گزارش خبرگزاری فارس، بیانات مقام معظم رهبرى در روز آغاز سال نو در حرم مطهر رضوى همیشه یکى از مهمترین و جامعترین بیانات ایشان در جمعبندى کلى اوضاع سالگذشته و روشن نمودن مسیر حرکت انقلاب در سال جدیدى است که در پیش روست. امسال نیز به توفیق الهى شاهد آن بودیم که رهبر گرانقدر ملت ایران در جمع زائران و مجاوران حرم رضوى در روز اول سال در سخنرانى مهمى به تحلیل مسائل کشور و جهان پرداختند و طى سه بخش مهم زیر به ایراد سخنانى پرداختند:
1. جمعبندى سالى که گذشت.
2. تبیین شعار سال جدید و وظایفى که همگان خصوصا مسؤولان نسبت به آن دارند.
3. تحلیل اوضاع منطقه و بیان نکات مهمى در این زمینه
سال گذشته سال همت مضاعف و کار مضاعف بود. در این سال ملت ایران و مسؤولان کشور در دستگاههاى اجرایى و تقنینى و قضایى تلاش کردند تا با همت و کار مضاعف اهداف کلان کشور را محقق سازند و به لطف خداى متعال در این زمینه به دستاوردهاى خوبى نیز دست یافتند که برخى از آنها عبارتند از: عرصه علم و فنآورى، عرصه اقتصادى، هدفمند کردن یارانهها، اصلاح الگوى مصرف، افزایش صادرات غیر نفتى، مواجهه با تحریمها و... که به تعبیر مقام معظم رهبرى: "به هر حال آنچه که سال 89 براى ما مشخص کرده است، این است که بحمداللَّه این سال به معناى واقعى کلمه، سال همت مضاعف و کار مضاعف بود. البته سال 89 خصوصیت ویژهاى ندارد؛ امسال هم، سال بعد هم، ده سال بعد هم، سال همت مضاعف و کار مضاعف است. ملت ایران و مسؤولین در هر دورهاى بایستى همت بلند و همت مضاعف داشته باشند و کار مضاعف بکنند تا ما بتوانیم به آنجائى که شایسته ملت ایران است، انشاءاللَّه برسیم. "
????? ????
خبرگزاری فارس: حضرت آیتالله خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیام نوروزی خود سال 1390 را بهعنوان سال "جهاد اقتصادی " نامگذاری فرمودند.

به گزارش خبرگزاری فارس به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری، حضرت آیتالله خامنهای رهبر معظم انقلاب اسلامی در پیام نوروزی خود سال 1390 را به عنوان سال "جهاد اقتصادی " نامگذاری فرمودند. متن کامل پیام ایشان بدین شرح است:
یا مقلّب القلوب و الأبصار، یا مدبّر اللّیل و النّهار، یا محوّل الحول و الأحوال، حوّل حالنا الی احسن الحال
عید سعید نوروز و فرا رسیدن بهار و سال نو را به همه هممیهنان عزیزمان در سراسر کشور و همچنین به همه ایرانیانی که در کشورهای دیگر، در سراسر جهان ساکن هستند و همچنین به ملتهای دیگری که برای نوروز ارزش و احترام قائل هستند، تبریک عرض میکنم. بهخصوص تبریک میگویم به افراد و خانوادههایی که در خدمت کشور، در خدمت انقلاب و در خدمت نظام قرار دارند؛ خانواده شهیدان عزیز، جانبازان و خانوادههای آنها، خانواده مأمورانی که در این روزها که همه در خانههای خود مجتمعند، آنها سر کارهای حساس و مهم خود حضور دارند و از حضور در خانوادههای خود محرومند. امیدوارم به فضل و رحمت الهی انشاءالله ملت ایران سالی شاد و سرشار از برکت و نعمت را در پیش داشته باشند و در همه میدانها موفق و سربلند و پیروز باشند.
البته حوادث تلخی که در برخی از کشورها نسبت به مردم انجام میگیرد ـ در بحرین نسبت به مردم عزیز آنجا، در یمن، در لیبی ـ عید را بر ما گوارا نمیکند و مانع از این است که انسان شادی عید را بتمامه احساس کند. امیدواریم خداوند متعال برای این ملتها ـ ملت بحرین، ملت یمن، ملت لیبی ـ فرج عاجلی برساند و دشمنان ملتها را با عقوبت خود مجازات کند.
عید نشانه حرکت طبیعی انسان در طول سال و ماه و روز و شب است و چون این حرکت باید به سمت کمال و تعالی باشد، هر عیدی یک مقطعی است برای اینکه انسان بتواند یک مرحله جدیدی را آغاز کند. ما ملت ایران بهتوفیق الهی و بهفضل پروردگار در سال 89 توانستیم کارهای بزرگی را انجام دهیم. ما سال 89 را بهنام «سال همت مضاعف و کار مضاعف» نامگذاری کردیم. خوشبختانه در سرتاسر سال، این شعار تحقق عملی پیدا کرد. میتوانم ادعا کنم که یکی از شعارهایی که در طول این سالها بیشترین بهره را از توجه مردم و مسئولان و عمل آنها و انطباق وضعیت کشور با خود دارا بود و برد، همین شعار «همت مضاعف و کار مضاعف» بود، که واقعاً ملت و دولت خوشبختانه در این کار، در این حرکت سالیانه، همت مضاعف و کار مضاعف را نشان دادند. ما در زمینههای اقتصادی، در زمینههای سیاسی، در زمینه حضور عظیم و پرشکوه مردم در عرصههای مختلف سیاسی و انقلابی، در عرصه علم و فناوری و در عرصه سیاست خارجی، در بخشهای مختلف، خوشبختانه کارهای بزرگی را شاهد بودیم که هم مسئولین کشور، قوه مجریه، قوه مقننه و قوه قضائیه انجام دادند؛ بهخصوص قوه مجریه در این دورانِ یکساله کارهای بزرگی را انجام دادند که از جمله آنها همین مسئله حساس و بزرگ هدفمندی یارانههاست، که این کار بزرگ را شروع کردند و امیدواریم انشاءالله با موفقیت کامل این کار به انجام برسد.
آنچه من از مجموع احساس میکنم، این است که کشور ما بحمدالله در جاده پیشرفت و تعالی حرکت خوبی را آغاز کرده است. البته این حرکت که روزبهروز هم شتاب بیشتری گرفته است، ناشی از زحمات و تلاشهای مسئولان و ملت در طول سالیان متمادی است؛ اما خوشبختانه این حرکت هرچه گذشته است، شتاب بیشتری پیدا کرده است. مثلاً در عرصه تولید علم، طبق آمارهایی که مراکز متخصص جهانی و مراکز بینالمللی اعلام میکنند، مشارکت کشور ما در پیشرفت علمی و تولید علم در دنیا بیش از یازده درصد است؛ در حالی که ما یک درصد مردم دنیا هستیم و کشوری که بعد از ما در این منطقه بیشترین نصیب را داشته است، کمتر از شش درصد پیشرفت داشته است. بنابراین پیشرفت کشور در عرصههای مختلف بحمدالله خیلی خوب بوده است. این حرکت شتابآلود و همراه با جدیت و همت، انشاءالله بایستی ادامه پیدا کند.
آنچه در عرصه مجموعه مسائل کشور انسان مشاهده میکند، که در سال 90 باید ما آن را وجهه همت خودمان قرار بدهیم، این است که از جمله اساسیترین کارهای دشمنان ملت ما و کشور ما در مقابله با کشور ما، مسائل اقتصادی است. البته در عرصه فرهنگی هم فعالند، در عرصه سیاسی هم فعالند، در عرصه انحصارات علمی هم فعالند، اما در عرصه اقتصادی فعالیت بسیار زیادی دارند. همین تحریمهایی که دشمنان ملت ایران زمینهسازی کردند یا آن را علیه ملت ایران اعمال کردند، به قصد این بود که یک ضربهای بر پیشرفت کشور ما وارد کنند و آن را از این حرکت شتابنده باز بدارند. البته خواسته آنها برآورده نشد و نتوانستند از تحریمها آن نتیجهای را که انتظار داشتند، بگیرند و تدابیر مسئولان و همراهی ملت بر ترفند دشمنان فائق آمد؛ اما دنبال میکنند. لذا این سال جاری را که از این لحظه آغاز میشود، ما بایستی متوجه کنیم به اساسیترین مسائل کشور، و محور همه اینها به نظر من مسائل اقتصادی است. لذا من این سال را «سال جهاد اقتصادی» نامگذاری میکنم و از مسئولان کشور، چه در دولت، چه در مجلس، چه در بخشهای دیگری که مربوط به مسائل اقتصادی میشوند و همچنین از ملت عزیزمان انتظار دارم که در عرصه اقتصادی با حرکتِ جهادگونه کار کنند، مجاهدت کنند. حرکت طبیعی کافی نیست؛ باید در این میدان، حرکت جهشی و مجاهدانه داشته باشیم.
توجه دارید که ما الآن در این ساعت داریم وارد سومین سال دهه پیشرفت و عدالت میشویم. البته هم در زمینه پیشرفت و هم تا حدود زیادی در زمینه عدالت کارهای خوبی انجام گرفته است، لیکن حرکت ما باید به نحوی باشد که بتوانیم این دهه را به معنای حقیقی کلمه مظهر پیشرفت و مظهر استقرار عدالت در کشورمان قرار بدهیم. خوشبختانه با این حرکتی که در دنیای اسلام به وجود آمده است، انسان احساس میکند که این دهه به توفیق پروردگار برای منطقه هم دهه پیشرفت و دهه عدالت خواهد بود.
امیدواریم خداوند متعال شما ملت عزیز را، شما مسئولان عزیز را، شما جوانان مؤمن و خوشروحیه و فعال و بااستعداد را مشمول لطف خود و مشمول ادعیه زاکیه حضرت بقیةالله (ارواحنا فداه) قرار بدهد. یاد شهدای عزیزمان را، یاد امام بزرگوار را گرامی میداریم و امیدواریم خداوند به برکت ارواح طیبه این بزرگواران ملت ایران را مشمول رحمت و فضل و برکت و رضوان و غفران خود قرار دهد.
والسّلام علیکم و رحمةالله و برکاته
خبرگزاری فارس: چهره شاخص فراکسیون اصولگرایان مجلس تأکید کرد که از نظر مردم ایران و منطقه، کروبی و موسوی خادم دشمنان اسلام هستند.

به گزارش خبرنگار پارلمانی خبرگزاری فارس، دکتر غلامعلی حداد عادل در نطق میاندستور خود در جلسه علنی امروز مجلس اظهار داشت: 22 بهمن امسال در حالی فرا رسید که مردم ایران شادی مضاعف داشتند و از یکسو شادمان بودند که انقلاب اسلامی مانند سروی سربلند سرافراز در جهان قد برافراشته و 32 در برابر توطئهها و تهدیدات دشمنان ایستادگی کرده و با نشاط و اثرگذار به حیات خود ادامه میدهند.
وی افزود: مردم ایران از سوی دیگر شادمان بودند که مردم مسلمان مصر و تونس با الهام از اسلام و قرآن و تجربه موفق انقلاب اسلامی در برابر دشمنان و حکام مستبد منطقه و کشورهای خود به پا خواستند و به پیروزی رسیدند.
حداد عادل ادامه داد: مشاهده شور انقلابی و ایمان و آگاهی مردم تونس و مصر برای مردم ایران مایه افتخار بود و شباهتی که در اهداف، مطالبات و حتی روشهای حرکت مردم با اهداف،مطالبات و روشهای مردم ایران در انقلاب اسلامی 57 مشاهده میشد، بسیار حیرتآور بود و الان حیرتآورتر سرنگونی حسنی مبارک دیکتاتوری مصر در همان روز 22 بهمن بود که آنرا جز نشانه عنایت الهی و معجزه قرن نمیتوان دانست.
وی با تبریک پیروزی ملت بیدار تونس و مصر از آنها خواست که تا رسیدن به همه مطالبات خود از پا ننشینند و مراقب باشند حال که دشمن را از در بیرون راندهاند، دوباره از پنجره وارد نشود.
رئیس سابق مجلس با تعجب و تأسفبار خواندن حرکت موسوی و کروبی برای انجام راهپیمایی حمایتآمیز از مردم مصر و تونس جدا از صفوف به هم پیوسته توده ملت در روز 22 بهمن اظهار داشت: اقدام کروبی و موسوی که از طرفداران خود دعوت کردند جدا از حضور باشکوه مردم در راهپیمایی 22 بهمن در روز 25 بهمن به خیابانها بیایند و تحت عنوان حمایت از مردم مصر با دولت و نظام جمهوری اسلامی ایران مخالفت کنند، تعجبآور و تأسفبار است.
حداد عادل افزود: آنها پیش خود حساب کرده بودند این فراخوان از دو حال خارج نیست که یا وزارت کشور اجازه راهپیمایی به آنان میدهد که در این صورت مانند روزهای اول بعد انتخابات خرداد 88 به خیابان آمده و همه چیز را تخریب کرده و آتش میزنند تا در رسانههای آمریکا و اسرائیل و دیگر شبکههای غربی نشان داده شود که انقلاب منطقه به ایران هم سرایت کرده است.
وی افزود: تصور آنها برای حالت دوم این بود که اگر وزارت کشور اجازه نداد راهپیمایی کنند و نیروی انتظامی در خیابانها حاضر شد، باز هم برای رسانههای دشمنان اسلام و ایران خبر تهیه خواهد شد تا کینه خود را نسبت به انقلاب، اسلام، رهبری و ملت ایران نشان دهد.
رئیس مجلس هفتم گفت: آنها پیش خود حساب کرده بودند که در هر حال برنده هستند. زیرا برای تبلیغ علیه نظام خوارک مناسبی در اختیار رسانههای دشمن خواهند گذاشت اما به آنها میگوییم که شما در هر حال بازنده بوده و هستید.
این جمله حداد عادل با استقبال گسترده نمایندگان و احسنت آنها مواجه شد و شعارهایی علیه کارگزاران فتنه همچون "مرگ بر منافق "، "مرگ بر موسوی و کروبی و خاتمی "، "سکوت هر مسلمان، خیانت است به قرآن " و "کروبی و موسوی اعدام باید گردند " در فضای مجلس طنینانداز شده بود.
حداد عادل در ادامه سخنان خود خطاب به سران فتنه گفت: مگر شما نبودید در روز قدس ماه رمضان سال گذشته دعوت به تظاهرات کردید و عدهای به بهانه طرفداری از شما به خیابان آمدند و با تظاهر علنی به روزهخواری شعار "نه غزه نه لبنان " سر دادند.
وی اضافه کرد: شما آن روز این حرکت و آن شعارها را محکوم نکردید و حالا طرفدار مردم مصر شدهاید که بزرگترین خواسته آنها قطع رابطه مصر با رژیم جعلی و غاصب اسرائیل و قرار گرفتن ملت و دولت مصر در کنار مردم مظلوم فلسطین است.
نماینده مردم تهران در مجلس از سران فتنه سؤال کرد که اصولا بعد از اعلام موضع شجاعانه، اسلامی و انقلابی رهبر معظم انقلاب در نماز جمعه 15 بهمن 89 تهران و راهپیمایی عظیم مردم در جمعه 22 بهمن چه نیازی به راهپیمایی و تظاهرات جداگانه بود که زمینه را برای فتنهگری منافقین و سلطنتطلبان و دشمنان بیشرم انقلاب اسلامی فراهم کردند؟
حداد عادل افزود: این اقدام سران فتنه مصداق بارز آب به آسیای دشمن ریختن بود تا بخواهند مسیر انقلابهای مردم مصر و تونس را از مخالفت با آمریکا و اسرائیل منحرف سازند و کار آنها شبیه به کار برادر حاتم طایی است.
وی ادامه داد: برادر حاتم طایی وقتی دید همه مردم به سبب سخاوتها و کرامتهای اخلاقی به حاتم توجه میکنند و کسی به او توجه ندارد، برای معروف شدن و جلب نظر دیگران در چاه مقدس "زمزم " نجاست کرد، تا از این طریق مشهور شود.
این چهره شاخص اصولگرایان مجلس در خاتمه با این تذکر به کروبی و موسوی و همفکران آنها که امروز در منطقه و در ایران مانند برادر حاتم به شهرت رسیدهاند، اما مشهور به خدمت به دشمنان اسلام شدهاند، سخنان خود را با عبارت قرآنی "و سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون " پایان داد.
صدور بیانیهای در اعتراض به اغتشاش فتنهگران در 25 بهمن؛
خبرگزاری فارس: 223 نفر از نمایندگان مجلس با صدور بیانیهای در اعتراض به اغتشاش فتنهگران در روز گذشته، مسئولیت خسارات و بهرهبرداری دشمنان از این حرکت و نیز شهادت یک دانشجوی بسیجی توسط منافقین را متوجه موسوی و کروبی دانستند و خواستار اشد مجازات برای آنها شدند.

به گزارش خبرنگار پارلمانی خبرگزاری فارس، محمد دهقان نماینده طرقبه و چناران و عضو هیئت رئیسه مجلس پیش از پایان جلسه علنی امروز سهشنبه بیانیه 223 نفر از نمایندگان مجلس را درخصوص مسائل اخیر در صحن علنی مجلس قرائت کرد که متن آن به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
ملت بزرگ ایران، در حالی که پژواک فریاد ضداستعماری و ضداستبدادی امام خمینی(ره) و بازتاب قیام و انقلاب اسلامی ملت ایران پس از گذشت 32 سال از تونس و مصر در فضای جهان اسلام پیچیده و بیداری اسلامی، ارکان سلطه آمریکا و اسرائیل را در منطقه بهلرزه افکنده است، آقای کروبی و موسوی با دعوت به تظاهرات به بهانه حمایت از مردم مصر و در حقیقت برای خدمت به آمریکا و اسرائیل بار دیگر فتنهای بهراه انداختند و آب به آسیاب دشمنان اسلام و مسلمانان ریختند و برای رسانههای غربی آمریکایی خوراک تبلیغاتی تهیه کردند.
درحالیکه همگان قیامها و انقلابهای امروز ملتهای مسلمان منطقه را در برابر حکام خودفروخته مستبد، الهام گرفته از انقلاب اسلامی ایران میدانند و در حالی که آمریکا و اسرائیل و نوکران منطقهای آنها با صراحت و با نگرانی مکررا اعلام میکنند که میترسند تونس و مصر و دیگر کشورهای اسلامی، حکومتی نظیر جمهوری اسلامی ایران به قدرت برسد، این آقایان که در ماههای قبل از انتخابات سال 88 مدعی پیروی و اطاعت از امام (راحل) بودند، امروز کاری میکنند که باعث خوشحالی آمریکاییها و صهیونیستها میشود و مورد تأیید و تشویق آنها قرار میگیرد.
از آقایان کروبی و موسوی باید پرسید: آیا حضور دهها میلیون نفری مردم مسلمان ایران در راهپیمایی اقیانوسگونه ملت در 22 بهمن امسال و حمایت این مردم انقلابی از مردم مصر و تونس کافی نبود که شما خواستید با دعوت به تظاهراتی دیگر در 25 بهمن، میدان را برای توطئه منافقین و سلطنتطلبها و دیگر مزدوران و ضدانقلابها آماده کنید و از این تجمع پراکنده حداکثر چندهزار نفری جز خدمت به دشمنان چه طرحی داشتید؟
آقایان کروبی و موسوی مگر شما در روز قدس سال 88 دعوت به تظاهرات و راهپیمایی نکردید؟ مگر نوکران و فریبخوردگان آمریکا و اسرائیل در آنروز در حمایت از شما "نه غزه نه لبنان " سر ندادند؟ پس چه شده است که امروز به یاد مردم مصر افتادهاید که بزرگترین منشأ اعتراض آنها به حکومت نامبارک حسنی مبارک کامل کردن محاصره غزه و بستن گذرگاه رفح و حمایت همهجانبه از اسرائیل و اطاعت کامل از آمریکا بوده است.
آیا از این بازی مبتذل و ننگآور خود شرم نمیکنید و تصور میکنید که هنوز نزد مردم مسلمان و انقلابی ایران آبرویی دارید؟ آیا راهپیمایی مردم در 9 دی ماه سال 88 کافی نبود تا شما بدانید که جز حبابی بر سر دریای طوفانی مردم نیستید؟
ما نمایندگان مجلس شورای اسلامی مسئولیت مستقیم حادثه شهادت یک دانشجوی بسیجی را در روز 25 بهمن ماه 89 در تهران و نیز سایر خسارات وارده و بهرهبرداری دشمنان را از این حرکت ضدمردمی و ضداسلامی و ضدانقلابی، متوجه آقایان موسوی و کروبی میدانیم و معتقدیم کاسه صبر ملت از مدارا در برابر این آقایان لبریز شده و همگان خواستار اعمال اشد مجازات نسبت به اینان هستند.
پیام ما نمایندگان مجلس که همان پیام ملت ایران است، به مردم آزاده مصر و سایر ملتهای مسلمان و بیدار منطقه این است که این حرکتهای مذبوحانه را از قبیل همان توطئههای آمریکا و اسرائیل بدانند و اطمینان داشته باشند که ملت بزرگ و انقلابی و مسلمان شهیدپرور ایران که پرچمدار و پیشآهنگ مبارزه با آمریکا و اسرائیل است، پشت سر رهبر معظم انقلاب اسلامی که سخنان شجاعانه و صریح ایشان را در نماز جمعه 15 بهمن ماه 1389 در تهران شنیدهاند، گام برمیدارند و هرگز در حمایت از انقلابهای شما کوتاهی نخواهند کرد و به مزدوران آمریکا و اسرائیل اجازه نخواهند داد مسیر انقلابهای شما را با توطئههای خود منحرف سازند.
درود خدا بر مردم بهپا خاسته تونس و مصر و درود خدا بر شهدای انقلاب این دو کشور و ننگ و نفرت بر آمریکا و اسرائیل و مزدورانی که با فتنهگری در خدمت آنان قرار دارند.
و از همه کسانی که در عالم سیاست خود را انقلابی و مسلمان و مردمی میدانند و تاکنون موضوع صریح در برابر آقایان کروبی و موسوی نگرفتهاند و رفتار بیگانهپسند آنها را محکوم نکردهاند، میخواهیم با صراحت از اینها اعلام بیزاری کنند و بدانند اگر در این کار کوتاهی کنند نزد مردم جایگاه و اعتباری نخواهند داشت.
نمایندگان مجلس هنگام قرائت این بیانیه در صحن علنی مجلس هیئت رئیسه را با فریاد اللهاکبر و مرگ بر موسوی، کروبی و خاتمی و شعار "هاشمی هاشمی، بصیرت بصیرت " همراهی کردند.


